شاید وقت نکنی حتی بخونیشون . اما من بجای تو بارها و بارها می خونمشون تا حس و حالی
راکه هنگام نوشتن آنهایا دیدن آنها داشتم دوباره تجربه کنم .
باتو چه حس خوبی دارم ای مردمهربون . آنقدر که حتی یادآوری هر لحظه با تو بودن چه از دور چه
از نزدیک لذتی به من میدهد مثل :
..... دیدن فصل بهار پس از زمستانی سرد ..
مثل زیبایی های پاییز مثل یک باد خنک
در گرماگرم تابستان ..
مثل یک کلبه ی گرم پر از مهربونی
در سوز سرمای زمستان سرد ...
مثل خون در رگ جاری ....
مثل یک باغ پراز گل - مثل دلداری
مثل دشتی پرازبرف -
مثل زیبایی شکوفه ها ی بهاری ...
مثل یک آب روون ....
صاف و رلال در یک جوی آب
مثل تو ....
که مجموعه ی آنهایی ......
اینهم تعدادی از پیامک های من قبل از آنکه بالاجبار پاکشون کنم . چه خاطرات خوبی دارم من با تو
مرد مهربون . پایدار باشی همیشه مرد نازنین من .
> من قربون تو برم با دل پاک و مهربونت خدا رو شکر که هستی (18/4/؟؟
> زیر پاتو هرجا میری گل کاشتم . یه لبخند دستمزد گرانبهای منه .جواب نده دلم نمیاد پیاماتو پاک کنم .
>یه حسی از تو در من هست .. که می دونم تو رو دارم ... برا اومدنت هر شب درارو باز میذارم ...
> میگن پنجره ی دل آدمای مهربون رو به خدا باز میشه از آن پنجره یاد منم باش .
> خیلی که دلتنگت میشم به آسمون نگاه می کنم .... دلم قرص است که تو هم زیر همین
آسمونی .
پایدار باشی . رفتی دکتر ؟؟؟
> هیچ خاری در سایه ی گل احساس خواری نمی کنه . سایه ات ماندگار تک گل روزگار . دعوتی به
افظاری . سمبوسه خانگی برات آماده کردم .. ( ادامه دارد انشاء الله )
دفتر خاطرات من و مهربانیهای تو...
ما را در سایت دفتر خاطرات من و مهربانیهای تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9